محمد تاجیک :پرویز پرستویی بازیگر مطرح سینمای ایران که چندی پیش  فیلم امروز ساخته رضا میر کریمی را بر پرده سینماها داشت این روزها با دو فیلم بیداری درسه روز ساخته مسعود امینی تیرانی و میهمان داریم ساخته محمد مهدی عسگرپور بار دیگر به سینماها برگشته است.

به گزارش پارس توریسم آقای پرستویی در مصاحبه های خود درسالهای اخیر ،همواره گفته که در چهارسال دوران شمقدری هیچگاه پایش را در جشنواره فجر نگذاشت .

 او درجشنواره فیلم فجر سال گذشته پس از سالها با دوفیلم مهمان داریم و امروز حضور داشت.جالب است بدانید که بازی پرستویی در دو فیلم امروز ومهمان داریم با استقبال خوب منتقدان داخلی و خارجی مواجه شد .

/لبخندهای ظریف پرستویی به روایت منتقد هالیوود ریپورتر/

دبورا یانگ  منتقد در مطلبی در هالیوود ریپورتربا  تحسین بازی پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی پرداخته و کار او را در فیلم میرکریمی ظریف و شایان توجه دانسته است؛ لبخندهای ظریف پرویز پرستویی که: "هرازگاهی چیزی از درون این شخصیت کم‌گو و سخت را به بیرون نشت می‌دهند" از دید منتقد هالیوود ریپورتر اصلا پنهان نمانده است.

 

/یک پرستویی معرکه/

مصطفی جلالی فخراز منتقدان مطرح سینما در یادداشتی در ماهنامه فیلم شماره اسفند 92درباره بازی پرستویی در فیلم مهمان داریم می نویسد :مهمان داریم هم بی ادعا وغافلگیرکننده وتحسین برانگبز است با یک پرستویی معرکه که روزهای اوج خودرادوباره خلق کرده..فیلمنامه ای که درست وبه اندازه به جلو می رود و شخصیتهایی که هم دلی برانگیزند..این فیلم با وجود بستر به غایت تلخ ورنج آلودی که دارد سرزنده و سرحال است. زن ومردی که بی پند وگفتار و فقط با کمترین کردار ،قابل احترام و آرام وبی توقع اند.از آن دسته آثاری است که برازنده صفت شریف اند.

 

پرستویی همچنان دو فیلم اکران نشده وبه نوعی توقیفی دارد.یکی فیلم خرس و دیگری فیلم صد سال به این سالها.
پرستویی درمیانه سال گذشته گفت وگی مفصلی با روزنامه بهار کرد که بازتاب گسترده ای در سایتهای مختلف داشت. او به شدت به سلحشور حمله کرد واز اینکه تقوایی دراین سالها فیلم نساخته به شدت انتقاد کرد.

/جای خالی پرستویی/

 

پرویز پرستویی  علی رغم آنکه در صحبتهایش در سال 92،از آمدن روحانی و ریاست ایوبی بر سازمان سینمایی باصراحت استقبال کرده بودولی به دلیل حضور در فیلم جدیدش در جشنواره حضور نیافت.پرستویی در مصاحبه خود با بهار گفته بود که با آمدن دولت روحانی ،مردم امیدوارترشده اند. او در چهار سال گذشته نیز در جشنواره حاضر نشده بود.او پس از جشنواره ،با انتشار یادداشت تندی درفیس بوکش از رفتارهایی که با برخی فیلمسازان در سالن مطبوعات شد به شدت انتقاد کرد.جالب است بدانید ایوبی رییس سازمان سینمایی نیز پس از جشنواره ،با انتشار یادداشتی درشرق ،جای پرستویی را خالی دانست.
ایوبی دریادداشت خود نوشته بود:جای آقای پرستویی آقای اخلاق و ارزش‌ها روی صحنه خالی بود. و این است حکایت بسیاری از چهره‌های برجسته سینمای ایران و این است تصویر سینمای ایران. همان چیزی که من با تمام وجود بدان معتقدم و در شگفتم از آنان که می‌دانند و می‌کوشند این چهره زیبا را وارونه بنمایانند.
 
 
 
 
/یک پرستویی تمام نشدنی /

وقتی فیلمبرداری فیلم  "امروز " تمام شد رضا میر کریمی در یادداشتی که در فیس بوک خود نوشت از پرستویی تمجید کرد.میرکریمی دریادداشت خود نوشت :به لطف خدا هفتمین کارم را خیلی راحت و بی دردسر ساختم با همکارانی جوان و پر انگیزه و یک پرویز پرستویی تمام نشدنی و امیدوارم در چشم مخاطبین "امروزم" تکراری نباشد.
 
 /ماجرای تمجیدمحمد رضا خلعتبری بازیکن تیم ملی فوتبال از پرویز پرستویی:پرستویی استاد است/

    

جالب است بدانید در سال 90،محمد رضا خلعتبری بازیکن تیم ملی گفت وگویی باهفته نامه سروش کرده ودر آن از پرستویی تمجید کرده است .

به گزارش پارس توریسم ،خلعتبری دراین باره گفته :زیاد اهل سینما نیستم ولی فیلم وسریالها را  می بینم . البته خیلی حرفه ای اهل فیلم وسریال نیستم اما در همین حد که می بینم به نظرم پرویز پرستویی دراین حرفه استاد است و فیلمهای به یاد ماندنی بازی کرده است.

/با پرداختن به آدمهای جنگ به خودمان می پردازیم/

پرستویی همیشه با احترام از آدمهای جنگ تحمیلی یاد کرده است . او درزمان اکران فیلم سیزده 59در گفت وگویی با صدای آلمان می گوید :در صحبتهایی که با دوستان داشتم، گفتم که قرار نیست ما از کسانی که بازمانده‏ ی جنگ هستند، قدردانی کنیم. اتفاقاً ما با پرداختن به آن‏ها، به خودمان می‏پردازیم. یعنی پرداختن به آن‏ها ، در زندگی امروزین ما تأثیر دارد، چون هرکدام از این‏ها دارای ارزش‏هایی هستند. شاید در زمان جنگ ما فقط به خود جنگ می‏پردازیم اما بعد از جنگ، به آرامشی می‏رسیم که ببینیم چگونه می‏شود که انسانی تصمیم می‏گیرد دست از همه چیز بکشد، بلند شود و برود سلاح دست‏اش بگیرد و در مقابل دشمن بایستد و از وطن‏اش، آب و خاک‏اش و نامو‏س‏اش دفاع کند.

 /پرویز پرستویی وانتقاد از اخراجیها /

 جالب است بدانید که پرستویی از منتقدان فیلم اخراجیها بوده است .ماجرای انتقادات پرویز پرستویی از زمان نمایش اخراجیها 1 در جشنواره فجر می گذرد . زمانی که پرستویی ونصیریان ومحمد رضا هنرمند داور جشنواره بودند و ده نمکی به داوری جشنواره اعتراض کرد . بعدها پرستویی باحضور در برنامه صندلی داغ واکنش تندی به این اقدام ده نمکی نشان داد و حتی از رعایت نکردن حرمت بازیگری مثل علی نصیریان انتقاد کرد .

/جای چماق .../

جالب است بدانید در زمان فیلم اخراجیها یک ، نقل قول جالبی از پرویز پرستویی درباره مسعود ده‌نمکی منتشرشد که در آن پرویز پرستویی درباره ده‌نمکی گفته بود جای چماق ده‌نمکی برسر جوانان ما هنوز باقی مانده است و به همین خاطر پیشنهاد دویست میلیون تومانی برلی بازی دراخراجی‌ها را رد کرده بود و.... 

 

/پرویز پرستویی بهترین بازیگر مرد دهه هشتاد/


جالب است بدانید در نظر سنجی که خبر آن‌لاین در روزهای پایانی سال 89از  80 منتقد و سینماگر انجام داد پرویز پرستویی به عنوان بهترین بازیگر دهه هشتاد انتخاب شد .

براساس نظرسنجی خبرآنلاین از میان فیلم‌های سینمایی تولید و اکران شده از سال 80 تا پایان 88 و فیلم‌های اکران شده در سال 1389 «درباره الی» بهترین فیلم سینمایی دهه شناخته شد. دو فیلم از رضا میرکریمی در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند. «به همین سادگی»  و «خیلی دور، خیلی نزدیک»‌ دوم و سوم شدند  و «خون بازی»‌ چهارم شد.

اصغر فرهادی 45 رأی از 80 رأی را به دست آورد و در رتبه اول کارگردانی دهه 80 قرار گرفت. بهرام بیضایی  رتبه دوم را به دست آورد و رضا میرکریمی و داریوش مهرجویی مشترکادر رتبه سوم جای گرفتند.
در میان بازیگران زن سینمای ایران 17 رأی به گلشیفته فراهانی اختصاص پیدا کرد.
پرویز پرستویی به عنوان بهترین بازیگر دهه 80 شناخته شدو شهاب حسینی در رتبه دوم جای گرفت و رضا و کیانیان و حمید فرخ‌نژاد  به طور مشترک سومین رتبه را به دست آوردند. 

/نظر دهقان فداکار درباره پرویز پرستویی/


دهقان فداکار قهرمان دوران کودکی نسل ما، تصویری است که هرگز زدوده نمی شود،جالب است بدانید  این مرد از سینما تنها پرویز پرستویی را می شناسد و در ۸۱ سالگی دوست دارد با او همبازی شود.

در سال نود ،در مصاحبه ای از دهقان فداکار می پرسند :چه فیلم هایی دوست دارد؟او می گوید فیلم های معنوی. به نظرش پرویز پرستویی در هر نقشی که بازی می کند اسطوره دلاوری و شجاعت است.

به اقتضای سنش و به خاطر اینکه زبان فارسی نمی داند به سینما نمی رود ولی به فیلم وسریال های تلویزیونی علاقه دارد. "آژانس شیشه ای" را دیده و با اینکه در تصورش ماجرای فیلم در هتل رخ داده اما به نظرش بازی پرستویی بسیار دلیرانه بود.

پرستويي يكي از بهترين هاست


عزت الله انتظامي استاد بازیگری سینماهم معتقد است پرستویی از بهترین بازیگران سینمای ایران است .  چند وقت پیش بود که آقای انتظامی در شرق نوشت :پرويز پرستويي از بهترين بازيگران سينماي ايران است. او کار هنري اش را از تئاتر آغاز کرده و به قول معروف با حرمت خاک خوردن تئاتر آشناست. وقتي هم به سينما وارد شد، متعهدانه به هنر نمايش کارش را ادامه داد. نقش هاي متفاوتي بازي کرد و حيطه ارايه نقش ها براي او گسترده است. غير از بازي هاي به يادماندني اش، از نقطه نظر فعاليت هاي اجتماعي هم حضور مستمر و چشمگيري دارد و دستش در کارهاي خير نيز هست. همين مساله باعث مي شود که هنرمندي مردمي باشد.

 

/یادداشت رضا کیانیان برای تولد پرویز پرستویی :چشمهایش/


 
رضا کیانیان از بازیگرانی است که در یادداشتی به ستایش از پرستویی پرداخته .او چند وقت پیش در یادداشتی در شرق نوشت :اولین‌باری که من و پرویز پرستویی روبه‌روی هم قرار گرفتیم در فیلم آژانس شیشه‌ای ابراهیم حاتمی‌کیا بود و بعد از آن هم روبان قرمز. شاید اشاره حاتمی‌کیا به این حضور درست باشد که همیشه می‌گفت، پرویز عاطفه فیلم است و رضا عقل فیلم. در این دو فیلم، من آدم منطقی‌ای هستم که روبه‌روی پرویز شوریده و عاشق قرار می‌گیرد و شاید ماحصل این دو فیلم مشترک، کشف همین ویژگی باشد که گاهی اوقات حتی خود پرویز هم به آن اشاره می‌کرد. پرویز همیشه با سینه‌ای پر از احساس و شور جلو دوربین قرار می‌گیرد و مانند خسرو شکیبایی با سینه‌ای پرشور به بازی نقش‌هایش می‌پردازد. چشم‌هایش انگار پر از مظلومیت هستند و عاطفه. نم اشکی که در گوشه چشمش جا خوش کرده، برایم حکم دریایی از احساس را دارد که کمتر می‌شود در بازیگران سراغ گرفت. در فن بازیگری هم پرویز یکی از بزرگ‌ترین بازیگران سینمای ماست؛ نقش‌هایی که او در سینمای ایران بازی کرده یا کاراکترهایی که او در این سال‌ها خلق کرده همه‌وهمه تنها متعلق به خود پرویز هستند و به همین‌خاطر نمی‌شود کس دیگری را به‌عنوان بازیگر آن نقش‌ها متصور شد. حاج‌کاظم آژانس شیشه‌ای یکی از آن شخصیت‌هاست که هیچ تصور جایگزینی برای بازی پرستویی وجود ندارد اما در کنار این فیلم تراژیک، بازی او در مارمولک هم به همین اندازه یگانه است و دومی ندارد. نگاهی به کارنامه پرویز پرستویی در سینمای ایران یادآوری می‌کند او در نقش‌هایش چیزی از خودش به‌جا می‌گذارد که شاید بشود گفت شناخت او از جهان و روحش است و همین باعث می‌شود که در قالب هر نقشی که قرار می‌گیرد، آن را یگانه و جاودانه کند.

/عاشق شکیبایی ام به پرستویی علاقه زیادی دارم/

شاید جالب باشد که بدانید همایون ارشادی بازیگر بین المللی سینمای ایران درباره پرستویی گفته است :همیشه عاشق بازی های مرحوم شکیبایی بودم و اورا به عنوان اسطوره قبول داشتم .به بازی های جذاب و متفاوت پرویز  پرستویی هم  علاقه زیادی دارم وکارهای ایشان را می پسندم .



/روایت تازه ای از آژانس شیشه ای/


 
اما سال گذشته پرویز پرستویی بازیگر نقش حاج کاظم  پس از شانزده سال از ساخت فیلم آژانس شیشه ای  اظهار نظر جالبی درباره این شخصیت کرده و درباره ویژگیهای مذهبی این شخصیت نکاتی را بازگو نموده است.
 
 
 
/مردی که فقط با خدا معامله کرد/
 
آنهایی که علاقه مند فیلم آژانس شیشه ای هستند حتما این دیالوگ رد وبدل شده میان عباس وحاج کاظم را یادشان هست :حاجی ما باخدا معامله کردیم. ... پرستویی در یادداشت خود که در ماهنامه صنعت سینما منتشر کرده  بود حاج کاظم را شخصیتی دانسته که کاری به کاری دیگران ندارد چون او فقط با خدا معامله کرده است.
 
 
 
/مسلمان سنتی و ریشه دار/
 
پرستویی در ادامه یادداشت خود حاج کاظم را از منظر ویژگی های مذهبی اینگونه توصیف کرده بود :حاج کاظمی که من می شناختم مسلمان سال 1357 نبود. او یک مسلمان سنتی است که مسلمانی اش ریشه دار است. احساس کرده که باید برای رضای خاطر خدا برود و رفته واین را بلد بوده وتوانایی اش را داشته. بنابراین می رود و از آب وخاکش دفاع می کند ولی وقتی بر می گردد می بیند هیچ کس به او کاری ندارد. او هم می توانست مثل احمد کوهی برود پست بگیرد و حتی موقعیتش از سلحشور هم خیلی بهتر می توانست باشد.
 
 
 
 
/گریه واقعی گروگانها پس از حرفهای حاج کاظم/
 
به گفته پرویز پرستویی تاثیر گذاری فیلم آژانس شیشه ای وشخصیت حاج کاظم به گونه ای بوده که در حین بازی او در نقطه مقابلش یعنی گروگانها مثلا بعد از شنیدن حرفهای حاج کاظم آنقدر تحت تاثیر قرار می گرفتند که گریه می کردند.
 
 
/چرا پرستویی در دوفیلم آخر حاتمی کیا بازی نکرد؟/
 
 
 
پرویز پرستویی در یکی از مصاحبه های خود با همشهری ۲۴ در سال 92،روایت جالبی از بازی نکردن در فیلمهای اخیر حاتمی کیا ارائه کرده بود.
  پرستویی گفته :  بازی در فیلم «گزارش یک جشن» هم با اس ام اس به من پیشنهاد شد و من رد کردم. در کار «چ» هم آقای حاتمی کیا اصلا با من تماس نگرفت. آقای حبیب رضایی با من تماس گرفت و پیشنهاد داد. من هم گفتم با این تهیه کننده حاضر نیستم کار کنم چون قبلا در زمان پیش تولید سریال «خاک سرخ» مرا به خاک سیاه نشاند. این تهیه کننده بلایی سر من آورده که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم با این آدم کار کنم. باز هم می بینیدکه اشتباه نکردم. این تهیه کننده وسط همین فیلم دوباره رفت زندان و مجبور شدند کار را به شکل دیگری ادامه دهند.
 
 
/محبوب فوتبالیستها/

چند سال پیش یکی از نشریات ورزشی از فوتیالیستها درباره هنرپیشه معروفشان پرسیده بود واکثر آنها از پرستویی نام برده بودند. جالب است بدانید بازیکنی مثل مجتبی جباری عاشق پرستویی است. خود او دراین باره گفته :از بازی پرستویی هم خیلی خوشم می آید به خصوص نقشی که درفیلم بید مجنون ایفا کرد . رابرت دنیرو و آل پاچینو هم بهترین بازیگران خارجی مد نظرم هستند . البته بیشتر علاقه ام به دیدن فیلمهای مستند است .

 /حمله به سلحشور/


ااما در سال 92 پرستویی حملات شدیدی به سلحشور کرد.اودر یکی از مصاحبه های خود درباره سلحشور گفت :فحش‌های سلحشور که باد هواست. من امیدوارم ببینم که این آقای سلحشور که این‌همه اره تیز کرده، چگونه می‌خواهد کار کند؟ من خودم فکر می‌کنم آدم اگر به گدایی بیفتد نباید برود با این آقای سلحشور کار کند. من اگر کاسه گدایی هم دستم بگیرم حاضر نیستم بروم سمت سلحشور. من نمی‌دانم این آدم چرا این‌قدر آزادی دارد که این حرف‌ها را بزند و به نظرم نباید به حرف‌های سلحشور توجه کرد. این‌ها کسانی نیستند که بتوانند تاثیری در سرنوشت سینمای ایران بگذارند. کل سینمای ایران را به دست این‌ها بسپاری، دو ساله نابود می‌کنند. آقای سلحشور قرار بوده فیلم بسازد چرا تا به حال نساخته است؟ آقای شمقدری قرار بوده کارگردان خوبی باشد چرا نشد؟ آقای سجادپور قرار بود تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس خوبی باشد چرا نشد؟ میرعلایی قرار بود که تهیه‌کننده خوبی باشد چرا نشد؟


/چرا نگذاشتند تقوایی فیلم بسازد؟/


پرستویی درسالهای اخیر بسیار تلاش کرد ناصر تقوایی فیلم بسازد اما تلاشهای او به جایی نرسید.خود اودراین باره در مصاحبه ای گفته : هنوز که هنوز است از آقای میرعلایی دل‌چرکین هستم و هیچ‌وقت هم دلم ازش صاف نخواهد شد. من سه ماه تمام دوندگی کردم تا آقای تقوایی بیاید فیلمش را بسازد و آقای میرعلایی مرتب در باغ سبز را به ما نشان دادند ولی بعدها کارهایی به اسم فیلم فاخر ساختند که به نظر من دوزار هم ارزش ندارد، ولی آقای ناصر تقوایی گوشه‌نشین خانه است. البته خدا را شکر آقای تقوایی هیچ‌وقت گوشه‌نشین نخواهد شد. چون همچنان در حال نوشتن است و حضور دارد و همچنان ناصر تقوایی است. مهم این است که دروغ گفتند و چهار سال فقط خواستند رفقایشان فیلم بسازند. الان تازه دارد پته‌هایشان روی آب ریخته می‌شود که چه پول‌های‌میلیاردی را به هم داده‌اند.

 

/چگونه با سریال پرستویی خیلی از آدمها از چوبه دار نجات پیدا کردند/


پرویز پرستویی چند سال پیش در گفت وگویی  روایت جالبی از تاثیرات مثبت  سریال زیر تیغ  را بازگو کرده بود.

 به گزارش پارس توریسم ،پرستویی دراین باره گفته :سریال «زیر تیغ» را وقتی ما کار کردیم، خب این خیلی برای من جذاب بود که چقدر من می‌توانم روی آدمها تأثیر بگذارم. با این سریال" زیر تیغ" خیلی از آدم‌ها رفتند و آشتی کردند. خیلی از آدم‌ها از چوبه‌ی دار نجات پیدا کردند. یا خود من به تبع پخش آن سریال یک شب رفتم در بندرعباس. ماه رمضان بود و آنجا گلریزان گذاشته بودند. در همان شب مثلاً ۱۵۰ میلیون تومان پول جمع شد. ضمن این که ۹۰ زندانی آزاد شدند.

 

خوشحالی پرستویی از موفقیتهای جهانی جدایی فرهادی

آقای پرستویی در زمان موفقیتهای جهانی فیلم جدایی فرهادی ...در نشستی در فرهنگسرای رسانه به ستایش از موفقیتهای جهانی فیلم جدایی نادراز سیمین پرداخت .

 به گزارش پارس توریسم ،اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون  در اظهاراتی عنوان کرد :خدا رو شكر در اين سينما يك «جدايي نادر از سيمين» ساخته شد و اين افتخار ماست كه در خارج از كشور تماشاگراني ميليوني فيلم را مي‌بينند. اميدوارم در سينما آدم‌هاي ديگري مانند اصغر فرهادي نيز وارد شوند.


برچسب‌ها: پرویز پرستویی, میهمان داریم, بیداری برای سه روز
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 17:44  توسط محمد تاجیک  | 

مهناز افشار بازیگر سینمای ایران چندی پیش دیداری با آمنه بهرامی قربانی ماجرای اسید پاشی داشته است که دراین دیدار حرفهای جالبی درباره توکل کردن به خدا زده است .

به گزارش پارس توریسم ،دراین دیدار که نشریه زندگی من گزارش کامل آن را منتشر کرده مهناز افشار خطاب به آمنه بهرامی گفته :ان شائ الله حتما صورتت وشرایط جسمی ات کلا بهبود پیدا کند . همیشه حضور خدا را جدی بگیر .همیشه وقتی که فکرش را هم نمی کنی اتفاقی می افتد که باورت نمی شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 14:54  توسط محمد تاجیک  | 

 همشهری ۲۴:در روزگاری كه همه سعی می‌كنند چهره‌ی واقعی‌شان را پشت نقاب‌ كنند تا دستشان رو نشود و كسی به آنها ایرادی نگیرد، مهناز افشار صاف‌و‌ساده، درباره‌ی خودش، فیلم‌هایش و انتخاب‌های درست و غلطش حرف می‌زند. می‌خواهد همان‌طور كه هست و زندگی می‌كند، با همه‌ی انتخاب‌های درست و غلطش، شناخته شود و به همین دلیل هم، بی‌جهت تلاش نمی‌كند توجیهی برای كارهایش پیدا كند.

به نوشته «24»؛ در تمام زمان مصاحبه بلندبلند و تندتند، جواب سؤال‌ها را می‌دهد و در توضیح انتخابهای عجیب‌و‌غریبی كه طی 15 سال حضور در سینما كرده، می‌گوید: «اسمشان را گذاشته‌ام كارهای مدل مهنازافشاری!» با خواندن این گفت‌وگو می‌توانید به بعضی از این كارهای «مدل مهنازافشاری» پی ببرید؛ نكته‌های عجیبی كه احتمالا روحیه‌ی او را آشكارتر می‌كند. به‌هرحال مهناز افشار سال 90، همان بازیگر شور عشق نیست؛ نقش‌هایش را با دقت بیشتری انتخاب می‌كند و بازیگری برایش مهم‌تر از هر كار دیگری است.

این گفت‌وگو به‌ مناسبت اكران فیلم شبانه‌روز انجام شد؛ فیلمی كه افشار در آن نقش متفاوتی داشت و ظاهرا هم از حضور در آن راضی است؛ ولی بحث ما به این فیلم محدود نماند و به كارنامه‌‌اش در سینما و نگاهش به آینده هم رسید.

وقتی می‌خواستیم برای این گفت‌وگو قرار بگذاریم می‌گفتید تمرین تئاتر دارید و باید یك جوری قرار بگذاریم كه به تمرین برسید. از همین بحث تئاتر شروع كنیم؛ آمدن شما سمت تئاتر به‌خاطر این است كه سینما دیگر راضی‌تان نمی‌كند یا نه، تئاتر زنگ تفریحی است بین كارهای سینمایی؟

مهناز افشار: پاسخ من به سؤال شما، نه اولی است و نه دومی. تقریبا همه‌ی دوستانم كه با روحیه‌‌ی من آشنا هستند می‌دانند خیلی تابع قوانین مشخصی كار نمی‌كنم كه حالا مثلا زنگ تفریحی بین كارهای سینمایی‌ام بگذارم یا سینما خسته‌ام كرده باشد و بخواهم تنوعی داشته باشم. بعد از فیلم یه‌عاشقانه‌ی ساده و برف روی كاج‌ها، تصمیم گرفتم فعلا كار سینمایی نكنم.

روحم آماده‌ی كار جدیدی نبود. یعنی هر فیلمنامه‌ای را كه می‌خواندم، می‌دیدم قرار نیست اتفاق جدیدی برای من بیفتد. سال‌ها بود كه می‌خواستم كار تئاتر بكنم؛ آن‌هم به خاطر تجربه‌ی فضای جدید. چون فكر می‌كردم دنیای جذابی دارد. اجراهایی را هم ‌دیده‌ بودم كه اشتیاقم را برای كار تئاتر بیشتر كرد. تا این‌كه چند كار جدی تئاتر به من پیشنهاد شد.

راستش آنها را قبول نكردم، چون فكر می‌كردم آن‌قدرها جسارتِ روی صحنه‌ی تئاتر رفتن را ندارم. اما چندوقت پیش در گالری ایست در دربند، كه در آن پرفورمنس اجرا می‌كنند، آقای رضایی به من گفتند آقای شیبانی پرسیده‌اند كه خانم افشار برای بازی در یك پرفورمنس می‌آیند؟ گفتم چرا كه نه. رفتم و چهار - پنج ساعت كار كردم و دیدم چقدر جالب است.

چون ما توی سینما ارتباط چندانی با مخاطب نداریم و معمولا یك دوربین روبه‌رویمان هست و باقی هم حرفه‌ای‌های سینما هستند. ولی در این كار، ارتباط من با مخاطب، مستقیم بود. برای همین به خودم گفتم برو جلو و خلاف جریان همیشگی شنا كن. برو ببین چه‌خبر است. نه این‌كه بگویم برایم بازی یا شوخی است، نه. اتفاقاً خیلی برایم جدی است. اما تازگی هم دارد.

توی همین اوضاع‌و‌احوال نمایشی به من پیشنهاد دادند. متن، خیلی با روحیه‌ی من سازگار بود و برای همین قرار شد جلو برویم و ببینیم می‌توانیم با هم كار كنیم یا نه.

شاید اصلا بحث این است كه به خودتان می‌گویید من می‌خواهم بروم یك كار تازه بكنم. نمی‌دانم، مثلا باغبانی كنم ببینم چه حس‌وحالی دارد...

افشار: آره... من این را دارم. الان كه گفتید باغبانی، باید بگویم كه آره. این در من هست و به روحیه‌ی من برمی‌گردد. از عید تا همین حالا كه با شما حرف می‌زنم سر صحنه‌ی هیچ فیلمی نرفته‌ام. خب، اینها خیلی مربوط به روحیه‌ام است. من بعضی وقت‌‌ها فكر می‌كنم الان باید با طبیعت خانه‌ی خودم، با سازم، با كتاب‌هایم و با فیلم‌هایم زندگی كنم، همین. ولی وقتی از تئاتر حرف می‌زنم همه‌اش به این روحیه برنمی‌گردد.

من می‌گویم كه می‌خواهم خلاف جریان حركت كنم. ولی راستش همه‌اش این نیست. تعارف نداریم. بازیگری كار جدی‌ای است و بازیگر نیاز دارد خودش را به اطلاعات روز، نگاه روز و تكنیك‌های روز آشنا كند. بله، من بازیگر سینما هستم، ولی تئاتر مثل آن غذایی است كه از بیرون می‌رسد. ممكن است چندوقت دیگر وقتی تئاتر را ببینید بگویید این چیزهایی كه مهناز افشار گفته اصلا در كارش دیده نمی‌شود. اما من بعد از 15 سال یاد گرفته‌ام چه‌چیزهایی را از هر كاری بقاپم و یاد بگیرم.

سینما این دانش را به شما نمی‌دهد؟ بالاخره الان دارید یك حیطه‌ی جدید را تجربه می‌كنید...

افشار: نه، نه... این نیست. می‌خواهم بحث را همین‌جا نگه دارم. من اصلا قرار نیست تغییر مسیر بدهم. در سینما تغییر مسیر داده‌ام. بعد از جایزه‌هایی كه داده شد و نقدهایی كه نوشته شد، به خودم گفتم كه نباید بگویم من مال یك بخش سینما هستم. راستش ذهن من با تفكیك سینمای خاص و عام مشكل دارد! به‌نظرم این دو واژه كنار هم زیباترند.

تماشاچی باید بیاید سینما و یك فیلم را ببیند و لذت ببرد و بعد، بفهمدش. این برای من واقعا مهم است. حالا بعد از 15 سال، مهناز افشار می‌آید و در سعادت‌آباد بازی می‌كند و جایزه می‌برد، در طبقه‌ی سوم بازی می‌كند، در قصه‌ی پریا، یه‌عاشقانه‌ی ساده و برف روی كاج‌ها بازی می‌كند و معلوم می‌شود كه دیگر آن مهناز افشارِ چهار - پنج سال پیش نیست كه آن نقش‌ها را بازی می‌كرد.

می‌خواهم بگویم سینما هم می‌تواند باعث رشد شود. الزاما تئاتر دلیل باسواد شدن و سینما دلیل بی‌سواد ماندن نیست...

افشار: بله. دقیقا. تئاتر می‌تواند بخشی از این تغییر و تغذیه‌ی من باشد، نه همه‌اش. می‌خواهم بگویم كه اگر الان این فیلم‌ها را بازی كرده‌ام قرار نیست مخاطب عام سینما را فراموش كنم. به‌هرحال همیشه مخاطبی بوده كه كارهای من را دوست داشته، خب، نمی‌خواهم به شعورش توهین شود. البته من هیچ‌وقت نخواسته‌ام به او توهین كنم و همیشه هم حواسم بوده.

ولی بعضی چیزها دست من نیست. بر اساس سواد و اطلاعات و حالم در 10 سال پیش كاری را انتخاب كرده‌ام. به‌جز من عوامل دیگری هم بودند كه نقش مهمی در سرنوشت فیلم داشتند. ممكن است بازی من بد بوده باشد، یا داستان یا كارگردانی بد شده باشد. به‌هرحال، آنها مالِ آن سواد و آن سن‌و‌سال بود.

مهناز افشار الان می‌خواهد در فیلم‌هایی بازی كند كه هم مخاطب دوستشان داشته باشد، هم به شعورشان توهین نكند و هم خودش را راضی كند. كار در این تئاتر هم در همین چارچوب است. برای همین می‌گویم تغییر مسیر نیست. یعنی نمی‌خواهم بگویم من فقط برای مخاطب خاصی كار می‌كنم. من می‌خواهم كاری انجام بدهم كه مخاطب دوستش داشته باشد و درعین‌حال حرفی هم برای گفتن داشته باشد. حالا شما هم این قضیه‌ی تئاتر را پیدا كرده‌اید و دارید با من بحث می‌كنیدها!

در این دوره​ی جدید كارتان رابطه با كارگردان برای شما مهم شده؟

افشار: از چه لحاظ؟

از این جهت كه موقع كار، بفهمید نگاه كارگردان چه‌جوری است و چه‌جور فكر می‌كند؟

افشار: به شدت. خیلی زیاد... الان كه این را گفتید برای بعضی فیلم‌هایم غصه می‌خورم. من وقتی وارد سینما شدم 19 سالم بود و اصلا هم فكر نمی‌كردم قرار است بازیگر شوم. آن زمان كتاب خیلی می‌خواندم و اصلا سرگرمی جدی من همین كتاب خواندن بود. البته جسارت نشود به آنهایی كه می‌گویند باید زیاد فیلم دید.

من فیلم هم می‌بینم اما كتاب خواندن برایم خیلی جدی است. همان موقع كتاب كه می‌خواندم آن را در ذهنم تصویرسازی می‌كردم و می‌گفتم یك كارگردان چطور این كار را می‌كند. از همان روز اول هم فكر می‌كردم كه باید چقدر كارگردانم را بفهمم. آن موقع نمی‌دانستم، اما الان برایش جمله پیدا كرده‌ام: من مثل یك خمیر می‌روم سر صحنه‌ی یك فیلم.

مواد اولیه‌ی این خمیر را هم فیلمنامه ساخته. دلم می‌خواهد كارگردان به این خمیر شكل بدهد. دلم می‌خواهد كارگردان آن‌قدر درباره‌ی كار بداند كه وقتی از پشت دوربین به من نگاه می‌كند یا می‌خواهد اشاره‌ای بكند من كاملا بفهمم چه می‌خواهد. آره. رابطه با كارگردان خیلی برایم مهم است.

می‌خواهید ماجرایی را كه توی جشنواره‌ی فجر پیش آمد تعریف كنید؟ چی‌شد كه به جای سعادت آباد از عوامل فیلم جدایی نادر از سیمین تشكر كردید؟

افشار: من به خود آقای میری توضیح داده‌ام و امیدوارم این‌ مصاحبه را هم بخواند: من ممكن است خیلی آدم پرحرف و پُراَكتی باشم، ولی باور كنید بعضی وقت‌ها كارهایی می‌كنم كه برای خودم هم عجیب است. باید این موضوع را از اول توضیح بدهم. در این سال‌ها گاهی پیش آمده كه عده‌ای گفته‌اند تو برای سیمرغ نامزد می‌شوی.

برای فیلم سالاد فصل و انعكاس هم گفتند تو كاندیدا هستی. ولی هیچ‌وقت اتفاقی نیفتاد. من هم همیشه می‌گفتم بی‌انصاف‌ها! 15 سال است دارم كار می‌كنم، حتی یك فیلم خوب نداشته‌ام كه كاندیدایم كنید؟ وقتی به من گفتند امسال كاندیدا شده‌ای، سر صحنه‌ی فیلم برف روی كاج‌ها بودم و تازه هم فیلم آقای سامان مقدم را تمام كرده بودم. آن روزها حسابی خسته بودم. وقتی به من زنگ زدند و گفتند كاندیدا هستی، خیلی خوشحال شدم. ذكرهایم را گفتم و دو ركعت نماز شكر خواندم. اینها را می‌گویم كه بدانید چه حالی داشتم. همان زمان آقای میری زنگ زدند و تبریك گفتند.

البته یك‌سری صحبت‌ها شد كه من را به عنوان بازیگر آن فیلم خوشحال نكرد. از من جزئیات نخواهید؛ ولی من را خوشحال نكرد و آن حال خوب را از من گرفت. وقتی هم وارد سالن میلاد شدم آن‌قدر جو آنجا سنگین بود كه باورم نمی‌شد. می‌خواستم خدا آن‌قدر به من انرژی می‌داد كه آنجا فقط می‌گفتم: «آمده‌ایم جایی كه ادعا می‌كنیم آدم‌های روشنی هستیم. بیایید بی‌خیال خط و جریان و رنگ و جناح، به هنر احترام بگذاریم». توی این شرایط اسم من را خواندند كه بروم جایزه‌ام را بگیرم. باور نمی‌كنید توی مسیر نزدیك بود سه‌بار بخورم زمین. فقط می‌گفتم خدایا كمك كن نخورم زمین. از قبل هم روی كاغذ چیزهایی نوشته بودم كه روی سن بخوانم.

اول یاد خدا بود، بعد یاد خانواده‌ام و بعد هم می‌خواستم جایزه‌ام را به پدرم تقدیم كنم كه عاشقانه دوستش دارم و در ادامه هم می‌خواستم جایزه را به عوامل سعادت آباد تقدیم كنم و آخر هم برای ایران سعادت و صلح و آبادی آرزو كنم. رفتم بالا و آنجا فقط از مادرم تشكر كردم؛ پدرم و سعادت‌آباد را یادم رفت. سوءتفاهمی كه ایجاد شد این ‌بود كه ماـ یعنی آدم‌هایی مثل من و ویشكا آسایش و... كه نامزد جایزه بودیم - چون سرصحنه‌ی فیلم آقای پیمان معادی بودیم و می‌دانستیم چه اتفاقی دارد برای فیلم آقای فرهادی در برلین می‌افتد، می‌خواستیم تبریكی به آنها بگوییم. من به آنها تبریك گفتم و از آنها تشكر كردم.

عده‌ای گفتند كه مهناز افشار این كار را كرده كه آقای فرهادی برای فیلم بعدی‌اش او را انتخاب كند. از آقای فرهادی بپرسید برای فیلم درباره‌ الی... تا دقیقه‌ 90 منتظر من بودند یا نه؟ اما چون آنها با بازیگر دیگری قرارداد بسته بودند، من گفتم خوب نیست این كار را بكنم. پس من اگر می‌خواستم در فیلم آقای فرهادی بازی كنم آن موقع این كار را می‌كردم. من به آن فیلم احترام گذاشتم. خیلی احمقانه است؛ اما واقعا اسم پدرم و سعادت‌آباد را یادم رفت روی سن بگویم. وقتی آمدم پایین و روی صندلی نشستم، به خودم گفتم كه من چرا این حرف‌ها را نگفتم؟ خلاصه باعث سوءتفاهم شد.

به‌ خصوص از طرف آقای همایون اسعدیان كه فكر می‌كرد من دارم سیاست به خرج می‌دهم و برای آینده‌ام سرمایه‌گذاری می‌كنم. فكر می‌كنم اعلام این مسئله از طرف ایشان كار بدتری بود. اما من اصلا بازیگری نیستم كه به این چیزها فكر كنم. من الان در سن 34سالگی دارم به این فكر می‌كنم كه یك كارنامه‌ی خوب و پربار داشته باشم و بگویم خداحافظ. خیلی دغدغه‌ی فیلم‌های بعدی را هم ندارم.

اما برای آقای میری می‌خواستم توضیح بدهم. همان شب دیدمشان و به‌شان توضیح دادم. اما فكر كردم كافی نیست و به آقای جیرانی زنگ زدم و گفتم می‌خواهم بیایم در هفت و توضیح بدهم. باز هم كار مدل مهناز افشار انجام دادم؛ رفتم و گفتم ببینید من هول شده بودم. این هم برای آقای میری باعث سوءتفاهم شد. اما من همین‌جا دوباره اعلام می‌كنم هیچ نیتی پشت این كار نبوده و من سعادت‌آباد را واقعا دوست دارم.

 

رد كردن پیشنهاد بازی در فیلم درباره‌ الی... هم از این كارهای «مدل مهناز افشار» بود؟

افشار: نه واقعا. جسارت هم نمی‌كنم كه بگویم رد كردم. من آن زمان ایران نبودم و آقای فرهادی به‌گفته‌ خودشان قبل از این‌كه با خانم گلشیفته فراهانی صحبت كنند دنبال من بودند و من را پیدا نمی‌كردند. دوستان عزیزی هم كه تلفن من را در خارج از كشور داشتند به ایشان شماره را نداده بودند. وقتی به ایران برگشتم آقای فرهادی با خانم فراهانی حرف زده بود.

اما همان وقت مشكلاتی برای گلشیفته پیش آمده بود. به آنها گفته بودند اگر خانم فراهانی بازی كند فیلم اجازه‌ی پخش نخواهد گرفت و آقای فرهادی هم خیلی نگران بودند. با این‌كه آقای فرهادی و عوامل فیلم خیلی پشت خانم فراهانی بودند، اما گلشیفته هم نگران بود نكند به خاطر او فیلم به مشكل بربخورد.

آقای فرهادی به من گفت ما كه از اول دنبال تو بودیم. حالا هستی؟ گفتم نه!‍ گفتم بروید و مطمئن باشید مشكلی پیش نمی‌آید. الان هم خوشحالم گلشیفته آن نقش را بازی كرد. چون فكر می‌كنم آدم‌ها وقتی در جایشان قرار می‌گیرند دیگر آنجا مال آنهاست. معتقدم اگر قرار بود در این فیلم بازی كنم یك ماه قبلش حتما آقای فرهادی من را پیدا می‌كرد. اعتقادم این است كه اگر قسمت و سرنوشتم این است كه كاری را انجام بدهم حتما انجام می‌دهم.

حالا واقعا می‌خواهید از بازیگری خداحافظی كنید؟ به این خاطر كم‌كار شده‌اید؟

افشار: كم‌كار كه شده‌ام. اما این‌ ربطی به خداحافظی من ندارد. خداحافظی ممكن است در اوج كاری‌ام باشد.

نكند بعد از آن می‌خواهید عكاسی كنید؟

افشار: نه. عكاسی بلد نیستم و كارگردانی هم نمی‌توانم بكنم. تدوین و فیلمبرداری نزدیك‌تر است به من. اما احتمال این‌كه نویسنده شوم بیشتر است. مدتی است كه نیمه‌شب‌ها چهارخطی از ذهنم عبور می‌كند و یادداشت می‌كنم و حالا تصمیم گرفته‌ام دست‌نوشته‌هایم را به صورت كتاب چاپ كنم.

نمی‌دانم چرا به نویسندگی علاقه‌مند شده‌ام. شاید چون خواهرم شعر می‌گوید و برادرم نقاش است و من استعداد هنری ندارم! این هم چندوقتی است كه به ذهنم می‌آید و باورتان نمی‌شود...

15 سال است بازیگرید، می‌گویید استعداد هنری ندارید؟! بازیگری از نظرتان هنر نیست؟!

افشار: نه نه نه... منظورم این است كه استعدادی در هنرهای تجسمی و اینها ندارم. وگرنه بازیگری كه برایم عشق است. همیشه وقتی بازی می‌كنم حالم بهتر است. اكسیژن روح من است. اما دلم نمی‌خواهد خرابش كنم.

پس اگر بازیگری را كنار بگذارید، اكسیژن روح چه می‌شود؟

افشار: طبیعت و كائنات اكسیژن را می‌رسانند. نگران نباشید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 14:51  توسط محمد تاجیک  | 

مهناز افشاردر یادداشتی به بهانه روز تولد فریماه فرجامی نوشت  : وقتی به اسم فریماه فرجامی برمی خورم به روزهای اول ورودم به سینما برمی گردم وقتی پشت صحنه زهر عسل بودیم این بانوی عزیز سینما آلبوم عکسهایش رااز سالهای دورتر تاآن روزش را به همراه داشت . آنقدر فیلمها و پلانهای تاثیر گذاری را یادمان اورد که دریافتیم چه قدر سینما دیون حضور بزرگانی چون فریماه فرجامی است ... این بانوی سینما حضورش را درتاریخ سینمای ما همانند یک مهر افتخار ثبت کرده و همیشه همراهمان می ماند... بانو تولدت را به سینمای ایران تبریک می گویم.
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 15:0  توسط محمد تاجیک  | 

 

 ز مهناز افشار بازیگر سینمای ایران در تازه ترین گفت وگوی خود با روزنامه تماشا از محمد رضا گلزار حمایت کرده است .

 

به گزارش  کافه سینما ،مهناز افشار در گفت با شماره روز چهار شنبه این روزنامه گفته که :من با موضع گیری هایی که اخیرا در مورد آقای گلزار شده مخالفم و به ایشان برای قراردادی که بستند حق می دهم .

مهناز افشار درادامه گفته که : کمترین نکته مثبتی که قرار داد آقای گلزار می تواند داشته باشد اضافه شدن وبالا رفتن دستمزد سایر بازیگران است و دراین باره مطمئن باشید که اگر بازیگری این توانایی را نداشته باشد به او چنین پیشنهادی نمی دهند و در مقابل تهیه کننده ای هم که از او برای بازی دعوت کرده است زیر بار پرداخت چنین رقمی نمی رود . آقای گلزار با توجه به تجربیاتی که دراین سالها داشته می داند فیلمهایی که بازی می کند مورد استقبال قرار می گیرند وفروش خوبی دارند پس ایشان هم حق دارند که دستمزد خوب بگیرند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 14:55  توسط محمد تاجیک  | 

پگاه آهنگرانی در یکی از مصاحبه های خود به اظهار نظر درباره مهمناز افشار و مقایسه سینما با تئاتر پرداخته است .

به گزارش پارس توریسم ،این بازیگر سینمادر گفت وگو با نشریه دیار گفته :یکی از علتهای توفیق اجراها در تئاتر ،جذب مخاطب حرفه ای و فرهیختنما به خودش است . چون فیلم خوبی برای دیدن  در سینما پیدا نمی کنند به تئاتر می آیند . ضعیف ترین تئاتر هم باز چیزی دارد که تماشاگر بعد از خاتمه ناامید از سینما بیرون نمی آید .

 پگاه آهنگرانی همچنی درباره مهناز افشار گفته :مهناز افشار اگر چه محبوب مخاطبان عام است اما دراین چند سال اخیر کاملا متفاوت  ظاهر شده است و نوع انتخابهاش کاملا سنجیده است . بازیگر خوب و حرفه ای است و در عین حال باحال و با معرفت است . از افشار خیلی خوشم می آید .


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 14:58  توسط محمد تاجیک  | 

فردین خلعتبری بازیکن تیم ملی گفت وگویی باهفته نامه سروش کرده ودر آن از پرستویی تمجید کرده است .

به گزارش پارس توریسم ،خلعتبری دراین باره گفته :زیاد اهل سینما نیستم ولی فیلم وسریالها را  می بینم . البته خیلی حرفه ای اهل فیلم وسریال نیستم اما در همین حد که می بینم به نظرم پرویز پرستویی دراین حرفه استاد است و فیلمهای به یاد ماندنی بازی کرده است

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 15:0  توسط محمد تاجیک  | 

محمد تاجیک : این روزها فیلم اخراجیها 3 به کار گردانی مسعود ده نمکی بر پرده اکران سینماها قرار دارد فیلمی که از فروش خوبی برخوردار شده و رکوردهای قبلی سری فیلمهای اخراجیها را شکسته است .

 به گزارش پارس توریسم ،اکبر عبدی از بازیگران اصلی این فیلم وفیلمهای قبلی اخراجیهاست که در این فیلم در نقش بایرام لودر حضور دارد .

 به تازگی عزت الله انتظامی در گفت وگویی با ماهنامه (شماره 6)درباره اکبر عبدی گفته که  او بهترین هنرپیشه کمدی حال حاضر سینمای ایران است از همه بامزه تر است .  آقای انتظامی همچنین درباره عبدی گفته است : عبدی وقتی از تلویزیون بیرون زد تلویزیون 20تاچاق پیدا کرد که هیچ کدام به درد نمی خورند .

عزت الله انتظامی درعین حال گفته :اکبر عبدی شیرین است ولی سواد آکادمیک ندارد.

 /گریه کردن به خاطر نامردی در حق اخراجیها/

جالب است بدانید این  بازیگر فیلم اخراجیها در زمان  اکران اخراجیها در مصاحبه ای با هفنه نامه  ایران دخت گفته بود :من به غیر از داورهای جشنواره کسی را ندیدم که با فیلم اخراجیها مشکل داشته باشد .

اکبر عبدی در گفت وگوی هود  با ایران دخت افزوده بود  :جز یکسری حسود کسی با فیلم مشکلی نداشت .جواب من همان شب به منتقدین این بود ،بااین آدم می خواین ده نفری دعوی کنین که وزنش 40،45کیلوست . نیازی نیست ده نفری بزنیدش . نصف یک آدم حریفش است .

وی در ادامه خطاب به مخالفان ده نمکی گفته بود :بعد مخملباف دوم درست می کنید که مادر و وطنو ول کنه بره اون ور قاطی کنه ؟خودتون دستی دستی طرف رو بدبخت می کنید ؟

عبدی درادامه گفته بود  :من چند بار به خاطر نامردی در حق اخراجیها گریه کردم . قسم می خورم که برخی از داوران فیلم را ندیده و از ما خوششان نیامده است .راستش را نگفتند.ناراحتی من از آنجایی تکمیل می شود که حتی دریکی از 30رشته کاندیدا نشد.

 / اکبر عبدی به روایت مسعود ده نمکی /

اما مسعود ده نمکی کار گردان فیلم اخراجیها 3 چندی پیش به بهانه بستری شدن اکبرعبدی یادداشت جالبی درباره این بازیگر سینما نوشته بود . نمكي در  مطلب خودنوشته بود: اكبر عبدي چند ويژگي دارد. او بيشتر به برادر شهيد بودن خودش افتخار مي‌كند و هميشه مهمترين قسم‌اش به روح برادر شهيدش است. اكبر عبدي از آن دست بازيگراني است كه خاطرات نوجواني نسل ما را زنده مي كند. او همان بازيگري است كه هميشه مدرسه‌اش دير مي شد!!!.

/بازیگری که حقش ادا نشد/


به اعتقاد آقای ده نمکی :اكبر عبدي با بازي در فيلم مادر و هنرپيشه و فيلم‌هاي ديگر بهترين بازي‌هايش را ارائه داد و با بازي در دو فيلم اخراجي‌هاي1 و 2 بهترين و محبوب‌ترين بازيگر منتخب مردم در نظر سنجي‌ها بود. اكبر عبدي حقش در سينماي ايران هيچ وقت ادا نشد و باندبازي و چيزهاي ديگر نگذاشت جز در نظر مردم جلوه كند.
به گفته کار گردان فیلم اخراجیها ،اكبر عبدي پديده بازيگري دهه‌هاي اخير ايران است و وجه تمايز او با ديگر بازيگران اين است كه او مكتب نرفته استاد بازيگري شد و به قول برخي كارگردانان قديمي سينماي ايران او نابغه است و بازيگري در خون اوست. علي رغم اينكه تحصيلات آكادميك ندارد اما با تجربه و هوشي كه دارد همه را شگفت زده مي‌كند.

 /اکبر عبدی مطلع به مسائل سیاسی/

کار گردان فیلم اخراجیها همچنین درباره عبدی به نکته دیگری اشاره کرده و گفته  شايد كسي نداند كه علي‌رغم عدم ورودش به مسائل سياسي، از مطلع‌ترين افراد در زمينه مناسبات سياسي، تحولات منطقه‌اي و جهاني است و ريز اخبار كشور و جهان را دنبال مي‌كند و با زباني ساده تحليل‌هاي عميقي ارائه مي‌كند.اما تاريخ سينماي ما درباره او قضاوتي واقعي خواهد كرد، حتي اگر ديگران نخواهند.

 

 /اکبر عبدی به روایت حمید جبلی /

 اما حمید جبلی ازدیگر بازیگران محبوب سینما وتلویزیون ،دو دهه قبل در مصاحبه با ماهنامه فیلم در سالهای دهه شصت (شماره 53،سال پنجم )در باره اکبر عبدی به اظهار نظر جالبی پرداخته که هنوز پس از گذشت دو دهه ،تازه به نظر می رسد . او در آن مصاحبه گفته بود :اکبر عبدی شخصا خوش ذوق خوش صحبت و شیرین است که شاید از این نظر به طور غریزی بی نظیر است .هر چند هنوز در هیچ فیلمی آن طور که باید از او استفاده نشده است حتی در اجاره نشینها.

/بازیگر نقشهای متفاوت و تیپهای متنوع/

اگر بخواهیم در سینمای ایران هنرپیشه ای را مثال بزنیم که نقشهای مختلف و تیپ های متنوعی از او دیده ایم، اکبر عبدی بهترین گزینه است.او هنرپیشه‌ای است که از تلویزیون شروع کرد و خیلی زود محبوب شد و استعدادهایش را به همه نشان دادعبدی هنرپیشه ای است که برای هر نسل از ایرانیان بعد ازانقلاب یک جایگاه دارد و هرکدام از فیلم هایش یک نوستالژی خاص برای هر نسل دارد. برای دهه پنجاه دیدن مجموعه های محلهٔ برو بیا، محلهٔ بهداشت و باز مدرسم دیر شد و برای پدرمادرهای آن ها، دیدن مجموعه مثل آباد حال و هوایی دارد با حس های عجیب و غریب مثل شادی و خنده ومخلوط آن با ترس و وحشت به دلیل همزمانی با جنگ.دزد عروسک ها و سفرجادویی هم خاطره خوب سینمارفتن برای بچه های دهه شصت است.

/اکبر عبدی :آغاز کار با مهرجویی/

اما اکبر عبدی در سال ۶۵ با بازی در فیلم اجاره نشین ها ساخته داریوش مهرجویی،جایگاه خودش را در سینما هم پیدا کرد.بازی خوب این هنرپیشه در کنار چهره ای که امکان گریم های مختلف را به او می دهد ، از او هنرپیشه ای ساخت که جدا از مطرح شدنش در سینمای ایران، حضورش را در فیلم های تاثیرگذار سینما با کارگردانان بزرگ ،تضمین می کرد.
اجاره نشین ها،آدم برفی،مادر ، هنرپیشه، ناصرالدین شاه آکتور سینما،دلشدگان و روز فرشته از جمله این فیلم ها هستند.چنانکه برنده سیمرغ بلورین نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم مادر ساخته علی حاتمی شد.


/اکبر عبدی و علی حاتمی /


شاید اکبرعبدی و توانایی هایش را کسانی مثل علی حاتمی بهتر و بیشتر می شناختند. بد نیست بدانید اکبر عبدی بازیگری است که پس از سالها فیلمساز تاثیر گذار تاریخ سینمای ایران یعنی علی حاتمی را فراموش نکرده است و در سخنان خود همیشه به نیکی از او یاد می کند.خود عبدی درباره علی حاتمی گفته است : علی حاتمی هیچ وقت در جشنواره‌هایی كه قبل و بعد از انقلاب برگزار می‌شد، مطرح نشد چون حرفهایش نیش‌دار بود. جای علی حاتمی در سینمای ایران خالی است و این خلاء بی اندازه حس می‌شود.
بااین همه علاقه عبدی به فیلمسازی مثل علی حاتمی و حتی دیگر فیلمسازانی مثل مهرجویی وتقوایی ؛مشخص نیست که چرا اکبر عبدی دراین سالها در فیلمهایی مثل افراطیها و....بازی کرده که احتمالا مهرجویی تقوایی از تماشای این فیلمها احساس خوبی نداشته باشند و یاباعث شود تن مرحوم حاتمی در گور بلرزد!

/اکبر عبدی و حمایت از پیش کسوتان/

اکبر عبدی بازیگری بوده که همواره احترام خاصی برای پیش کسوتان قائل بوده است .بد نیست بدانید او در مراسم بزرگداشت مرحوم خیر آبادی در سال ۸۰ جملات جالبی در تمجید از مرحوم خیر آبادی گفته بودو جمله ای در آخر گفته بود که به نظر می رسد گویای وضعیت خود او دراین سالهاست .اکبر عبدی گفته بود : خانم خیر آبادی آنقدر نقش خود را زیبا ایفا می‌كرد و كار خود را درست انجام می‌داد كه عین زندگی می‌شد و به او می‌خورد كه حتی مادر مرتضی عقیلی هم باشد. خدا، ما زنده‌ها را بیشتر بیامرزد چون این آخری‌ها خیلی داریم گندكاری می‌كنیم.

 /ماجرای اذیت شدن بازیگر محبوب به خاطر اضافه وزن/

به گزارش پارس توریسم ، اکبر عبدی چندی پیش در مصاحبه ای  حرفهای جالبی درباره اهمیت توجه به سلامت بدن کرده و بی توجهی به این موضوع را مسبب به وجود آمدن مشکلات بسیاری دانسته بود  .اکبر عبدی عنوان کرده بود : از همان بچگی چاق و تپل بودم و هیچ وقت به چاقی به صورت یک مشکل که باید آن را حل کنم نگاه نکردم .به همین دلیل هیچ گاه رژیم نگرفتم اما با گذشت زمان وسپری شدن عمر حس کردم که باید وزنم را کنترل کنم اما به دلیل مشغله های کاری  ودغدغه های زیاد هیچ وقت آن را جدی نگرفتم تا سال گذشته که وزن زیاد اذیتش را شروع کرد .

 /اکبرعبدی چگونه بیست کیلو کم کرد؟/

 عبدی درادامه مصاحبه خود گفته :به همین خاطر رژیم غذایی گرفتم وتوانستم 20کیلو کم کنم.البته این کاررا زیر نظر متخصص تغذیه انجام ندادم . به همین خاطر خیلی اذیت شدم چون تنها کاری که انجام دادم غذا نخوردن بود .

 

/وقتی اکبر عبدی یک مرد را از مرگ نجات می دهد/

 «اکبر عبدي» دوسال پیش  براي بازي در يک فيلم سينمايي، همراه گروه فيلمبرداري به زندان مرکزي اصفهان رفته بود که هنگام کار در سکانسي از فيلم با يک محکوم به اعدام که دو متر و 35 سانتيمتر قد دارد بازي کرد. بازي در همين سکانس کافي بود تا او پاي درد دل‌هاي مردي بنشيند که براي مرگ لحظه‌شماري مي‌کرد.

مرد – 30 ساله – که در يک قدمي چوبه دار قرار داشت، در تشريح داستان تلخ زندگي‌اش به هنرپيشه سرشناس گفت: «اهل يکي از روستاهاي شهرستان «تربت حيدريه» هستم که دو سال قبل با چند ناشناس آشنا شدم. آنها پس از ريختن طرح دوستي و به بهانه کمک مالي از من خواستند يک محموله لوازم يدکي خودرو را به صورت قاچاق از «تربت حيدريه» به اصفهان انتقال دهم. اول نمي‌خواستم پيشنهادشان را قبول کنم اما وقتي به ياد مشکلات مالي خود، همسر و دو فرزندم افتادم وسوسه شدند و قبول کردم. بنابراين وسايل را بار ماشين کرده و راهي اصفهان شدم اما در نائين مأموران پليس به من مشکوک شده و در بازرسي ماشين از لابه‌لاي لوازم يدکي 77 کيلو «کراک» کشف کردند. آنجا بود که تازه متوجه نقشه شوم قاچاقچيان بي‌وجدان شدم. چرا که آنها از سادگي‌ام سوءاستفاده کرده و محموله مواد مخدر را در ماشين گذاشته بودند. پس از دستگيري خيلي تلاش کردم ثابت کنم از ماجراي جاسازي مواد مخدر بي‌اطلاع بودم اما موفق نشدم و حرفم به جايي نرسيد. سرانجام هم محاکمه شده و با حکم قاضي به اعدام محکوم شدم. بعد از انتقال به زندان تصميم گرفتم تا زمان آزادي‌ام روزه بگيرم. حالا هم حدود دو سال است که در زندان هستم و به نجات از اعدام اميدوارم چرا که بيگناهم و ...

پس از پايان حرف‌هاي مرد 235 سانتيمتري، هنرپيشه سرشناس سينما و تلويزيون تصميم گرفت براي نجات او از اعدام، تلاش‌ کند. بنابراين او به جاي بازي در فيلم سينمايي نزد عبداللهي – رئيس زندان مرکزي اصفهان – و حسيني – قاضي ناظر زندان – رفت و درباره مرد اعدامي با آنها گفت‌وگو کرد.

سرانجام با پيگيري‌هاي اکبر عبدي و مسئولان عالي‌رتبه قضايي استان، پرونده بلند‌قدترين زنداني ايران که حالا در آستانه اعدام، هنرپيشه هم شده بود به شوراي عالي پزشکي قانوني ارسال شد.

متخصصان پزشکي قانوني هم پس از بررسي‌هاي دقيق علمي درباره سلامت روحي، رواني مرد زنداني اعلام کردند قدرت‌ عقلي و ذهني او در حد يک انسان معمولي نيست.

با اين حال نظريه کارشناسان به تهران فرستاده شد که متخصصين پزشکي قانوني تهران هم آن را تأييد کردند. بدين ترتيب مرد اعدامي پس از محاکمه دوباره و با توجه به نظريه پزشکي قانوني با حکم دادگاه به حبس ابد محکوم شد.


+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 14:57  توسط محمد تاجیک  | 

حامد بهداد بازیگر معروف سینمای ایران چندی پیش در گفت وگویی با نشریه زندگی ایده آل اعتراف جالبی درباره یکی از فیلمهای مجیدی کرده است .

 به گزارش پارس توریسم ،بهدادکه چندی پیش همراه حمید فرخ نژاد در گردهمایی یک موسسه در حمایت از کودکان  شرکت کرده بود دراین مصاحبه گفته :خاطرم هست زمانی که آقای مجیدی فیلم بچه های آسمان را ساخته بود من قبلا جایی گفته بودم که آقای مجیدی مشکل بچه های ما دیگر لنگه کفش نیست حتی یک تکه نان هم نیست .

بهداد که همراهی با کودکان باعث شده تا او با واقعیتهای بسیاری در باره آنان مطلع شود درادامه گفته :حالا می بینم که هنوز مشکل خیلی از بچه های ما همان یک لنگه کفش است و حتی یک تکه نان .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت 14:56  توسط محمد تاجیک  | 

در دوره اي از جشنواره فيلم فجر که نيکي کريمي پس از چندين دوره کانديداتوري سيمرغ نقش اول زن، به توفيق شکار سيمرغ بلورين براي بازي در «واکنش پنجم» و «ديوانه اي از قفس پريد» رسيد، حسين پاکدل مجري مراسم اختتاميه از وي به عنوان عروس سينماي ايران ياد کرد و ناخودآگاه با اين بيان، ذهن مخاطب بر روي فيلمي قفل مي شد که کريمي را به عالم هنر معرفي کرده بود.
فيلم «عروس» ساخته جسورانه بهروز افخمي دو ستاره را به سينماي ايران معرفي کرد که البته مسير بازيگري متفاوتي را طي کردند; شروعي رويايي، ادامه اي تامل برانگيز و پاياني تلخ براي بازيگراني که زماني ستاره هاي بي بديل ژانر اجتماعي بودند اما امروز ه در کمدي هاي نازل و شبه درام هاي توليدي رسانه هاي تصويري  روزگار مي گذرانند و در اين ميان کريمي  در مواجهه با واقعيت هاي سينماي ايران، هوشمندانه به کارگرداني روي آورده تا شايد تجربه  آزمايي متفاوت در سينماي روشنفکر  نماي اجتماعي تا حدودي  از بار اجراهاي کم عمق  اين روزهاي وي در فيلم هايي از جنس «دو خواهر» بکاهد.
به واقع  در مرور  کارنامه هنري نيکي کريمي  در مقام بازيگر  به تلا ش هاي موثر وي در سينماي روشنفکري  و دفاع مقدس  مي رسيم  که در دهه 70 بازتاب هنري  حضورش  در آثار سينمايي در زير سايه  همکاري هاي وي با بهروز افخمي،  داريوش مهرجويي و ابراهيم  حاتمي کيا  در آثاري چون «عروس»، «پري»، «سارا»، «برج مينو» و«بوي پيراهن يوسف» قرار گرفت  و از اينروست که ذهن کنکاش گر مخاطب وقتي  به حضورهاي موثر ديگرش  در «دو زن»، «ديوانه اي از فقس پريد» و «واکنش پنجم» مي نگرد، اين سوال را با خود مرور  مي کند که پاسخگوي  حضور ستاره هاي  شاخص  در سينماي نازل  امروز کيست؟
پاسخ به اين سوال کليد گشايش قفل هايي است که پيشکسوتان بازيگري را به حاشيه رانده و توان هنري آنها را در نقش هاي کم عمق و بي اهميت، صرف حضوري خنثي و غيرقابل باور کرده است و از اين رو نه سينماي امروز، ساختاري مشابه دهه هاي گذشته دارد و نه مخاطب با ديدي فرهنگي، رسانه سينما را از نظر مي گذراند و در اين تقابل متعارض ميان نحوه توليد و بينش جامعه است که کمدي آپارتماني کم هزينه زودبازده، سالن هاي  سينما را قبضه کرده و ديگر نه از آن صف هاي طويل و اکران نيمه شب فيلم خبري هست و نه در شهر خواب زدگان مي توان به دنبال عنقايي از جنس سينماي اصيل کمدي بود کريمي نيز به دليل چنين رويکردي، اين روزها نقش آفرين فيلم هاي کم مايه است و شايد تجلي دوباره در آثار شاخص در اين شرايط نا به سامان توليد واکران، به خواب و رويايي شيرين براي اين بازيگر بدل شده باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 23:30  توسط محمد تاجیک  | 

مطالب قدیمی‌تر